خاطرات شمال
امسال تصمیم داشتیم همراه مامان جون ،باباجون ،عمو ناصر بریم کربلا اما بخاطر شما منصرف شدیم ترسیدم که هم خودت هم من اذیت بشیم . روز 28 فروردین به طرف تهران حرکت کردیم و صبح زود رسیدیم تهران مثل دفعه قبل خاله مصی اینا اونجا بودن ،کمی خستگیمون رو گرفتیم ،هوا خیلی سرد شده بود جاده ها هم بسته شده بود به خاطر برف سنگین نزدیک ظهر بود که فهمیدیم جاده ها باز شده ،به طرف شمال حرکت کردیم. همراه ،بابا جون ،مامان جون ،دایی ها ،خاله مصی ،عمو حامد و ستایش کوچولو ،عازم شمال شدیم کمی تو ماشین مامان رو اذیت کردی اخه حق داشتی شب قبل هم همش تو راه بودیم ساعت 7 بود که رسیدیم محمود اباد ساری صبح زو...
نویسنده :
مامان یکتا
23:06







