اولین تنبیه
چند روز پیش من نبودم بابایی هم تو حیاط مشغول باغچه ها بود من از راه رسیدم دیدم داری گریه می کنی دیدم به به خانم خانما مشقهایی رو که سروش اینهمه زحمت کشده بود و نوشته بود پاره کردی سروش همعصبانی شده بود و به قول خودش تنبیهت کرده بود . یه پتو بزرگ برداشته بود و تو رو گذاشته بود بینش از این که نمی تونستی تکون بخوری و غلت بزنی خیلی شاکی بودی داشتی داد می کشیدی. ...
نویسنده :
مامان یکتا
20:01





