یکتایکتا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

دخترم یکتا

خاطرات شمال

1391/1/7 23:06
نویسنده : مامان یکتا
341 بازدید
اشتراک گذاری

 

امسال تصمیم داشتیم همراه مامان جون ،باباجون ،عمو ناصر  بریم کربلا اما بخاطر شما منصرف شدیم

ترسیدم که هم خودت هم من اذیت بشیم .

 

روز 28 فروردین به طرف تهران حرکت کردیم و صبح زود رسیدیم تهران مثل دفعه قبل خاله مصی اینا اونجا

بودن ،کمی خستگیمون رو گرفتیم ،هوا خیلی سرد شده بود جاده ها هم بسته شده بود به خاطر برف

سنگین

 

نزدیک ظهر بود که فهمیدیم جاده ها باز شده ،به طرف شمال حرکت کردیم.

همراه ،بابا جون ،مامان جون ،دایی ها ،خاله مصی ،عمو حامد و ستایش کوچولو ،عازم شمال شدیم

کمی تو ماشین مامان رو اذیت کردی اخه حق داشتی شب قبل هم همش تو راه بودیم ساعت 7 بود  

که رسیدیم محمود اباد ساری

صبح زود به نوبت رفتیم کنار دریا اخه هوا سرد بود من ترسیدم که سرما بخوری،مجبور شدیم تو خونه

نگهت داریم.

خیلی بهمون خوش گذشت مرتب میرفتیم کنار دریا ،صدای دریا برام خیلی ارام بخشه ،

 همش دعا می کردم هوا بهتر بشه من ببرمت یک عکس کنار دریا ازت بگیرم.بلاخره روز دوم هوا اروم شد

و مامان چند تا عکس یادگاری کنار دریا ازت گرفت.

 

صبح روز عید هم خاله مصی پا شده بود و سفره هفت سین انداخته بود.صبحانه خوردیم و همه دور

سفره نشستیم منتظر لحظه سال تحویل .منم بیدارت کردم لباساتو پوشیدم اما تا به خودم جنبیدم ازت

عکس بگیرم تو بغل بابایی خوابت برد .

بعد از تبریک عید ،عیدی گرفتن از بابا جون همه ما پوشیدیم و من دیدم هوا ارومه بردمت کنار دریا چند تا

عکس ازت گرفتم که یاد گاری بمونه.

عصر هم رفتیم کمی بیرون گردش کردیم ،ساک هامون رو بستیم و اماده شدیم که صبح زود بریم طرف

ساری،

حدود ساعت 2 بود که رسیدیم،بعد از ناهار و استراحت تو پیش مامان جون موندی و ما رفتیم

والیبال بازی کردیم .

روز اخر هم رفتیم سد شهید رجایی تا عصر اونجا بودیم .خدا رو شکر اذیتم نکردی و همش خواب بودی

عصر هم سالگرد ازدواج من و بابایی بود که کیک گرفتیم و اش درست کردیم و خلاصه خیلی خوش

گذشت.

روز جمعه هم عازم تهران شدیم و با یک چشم به هم زدن  این هفته هم سپری شد.

صبح شنبه هم راهی کرمان شدیم

اینم از خاطرات یک هفته ای که گذشت .

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم یکتا می باشد