شیطنت های داداش سروش
![]()
![]()
![]()
عسلی مامان هر چی که بزرگتر می شی داداش سروش بیشتر دوستت داره و روز به روز خوش حال تر
،می خواد زودتر بزرگ بشی و هم بازیش بشی ،همش سر به سرت میذاره و تو هم خوشت می اد .


چند روز پیش دیدم اروم تو گهواره خوابیدی و تکون نمی خوری اومدم سراغت دیدم سروش پتو رو انداخته
روت و دستای تو رو هم کرده تو شلوارت رفته دنبال کارش تو هم بدون هیچ اعتراضی خوابیدی ،سروش رو
که صدا زدم دیدم قهقه می زنه.
ظهر ها که از مدرسه می اد اول میاد سراغت باید همش بهش بگم سروش دستاتو شستی ،سروش
اول لباساتو در بیار اما گوشش بدهکار نیست اول باید بیاد سراغت .

چند روز پیش که باهات حرف می زد ،می گفت هر روز بزرگ تر می شی قشنگ تر می شی منم بیشتر
دوستت دارم.
هر جا که می خواد بره اول تشک تو رو دنبال خودش می کشونه و تو هم که روش خوابیدی ذوق می
زنی و خوشت می اد .
وقتی رو پاهاش می نشونمت ذوق می زنه و فکر می کنه خیلی بزرگ شده .
خلاصه همش اسباب بازی هاشو میاره و سرگرمت می کنه داداشت خیلی دل مهربونه این حرف رو همه
می زنن و می دونن .باید همیشه دوستش داشته باشی و باهاش مهربون باشی ،هواشم داشته
باشی.
همینطور که داداشی اینقده دوستت داره و مراقب که تو تنها نباشی.

اینم یک عکس از داداش گلی
سروش گلی مامان یک دنیا دوستت داریم.


شیطنت های داداش سروش
