یکتایکتا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

دخترم یکتا

بدون عنوان

1390/12/14 21:11
نویسنده : مامان یکتا
211 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

 

 

 نفس مامان قربونت برم که ماشالاهر چی  بزرگ تر میشی ،شیرین تر می شی.

دیروز برای اولین بار تونستی غلت بزنی ،تلاش می کنی که خودت روبکشونی و بری اما موفق نمی شی

و می زنی زیر گریه.

خودت روزا واسه خودت اواز می خونی ،همش دوست داری باهات حرف بزنیم .            

هر وقت می خوام عوضت کنم ذوق می زنی.

هر وقتم که می خوام ببندمت پاهاتو سفت می گیری و نمی ذاری شلوار پات کنم.

تو خونه از همه جا راحت تری اخه اصلا از کلاه ،کاپشن خوشت نمی اد ،دوست داری ازاد باشی.مامان

هم بخاطر شما خونه نشین شده و زیاد از خونه بیرون نمیره.ایشالا هوا که گرم شد دیگه راحت تر می

تونم شما ها رو ببرم بیرون .دیگه کم کم باید با زمستون خداحافظی کنیم.

برای اولین بار نشوندمت تو روروئکت ذو ق کرده بودی ،دیگه نمی خواستی بیای بیرون اما هنوز زود بود

پاهات خیلی با زمین فاصله داشت  .     

چند شبه که خیلی دیر می خوابی مامان مجبوره بخاطر گل دخترش تا ساعت ٢-٣ نصفه شب بیدار بمونه

وقتی هم می خوابونمت میزنی زیر گریه و نمی خوای بخوابی.

دیگه دوست نداری بخوابی مدام می خوای بشینی و از همه چیز سر در بیاری،خصوصا کارای سروش

خیلی جذبت می کنه.

وقتی می خوام بغلت کنم دست و پا می زنی،ذوق میکنی که زودتر بغلت کنم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم یکتا می باشد