یکتایکتا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

دخترم یکتا

پایان ماه پنجم

1391/1/18 11:37
نویسنده : مامان یکتا
236 بازدید
اشتراک گذاری

 

دختر گل مامان این 5 ماه در کنار تو مثل برق گذشت و انگار همین دیروز بود که انتظار تولدت رو         

می کشیدم

هر روز که می گذره مامان بیشتر بهت مانوس می شه،تو هم خیلی بهم وابسته شدی و تا تنهات    

می ذارم یک ریز گریه می کنی.

همش دستت تو دهنته و داری محکم می کشی روی لثه هات،از خواب که بیدار می شی شروع   

    می کنی به مکیدن دستت و دیگه منتظر نمی مونی تا من بیام و بهت شیر بدم.

وقتی می خوام بغلت کنم دست و پاتو تکون می دی و می فهمی ، اگر بغلت نکنم بغض می کنی و   

می زنی زیر گریه.

دیگه دوست داری بذارمت تو روروئک ،حسابی سر گرمت می کنه 

عاشق وقتی هستم که سروش باهات بازی می کنه و تو با اون دهن بی دندونت ذوق می کنی و    

می خندی عاشق وقتی هستم که سروش قربون صدقت می ره می گه من عاشقتم ،دوستت دارم

دستای کوچولوتو می گیره و می بوسه تا گریه می کنی میاد و بغلت می کنه می گه مامان نذار گریه کنه

گناه داره قربون دل مهربونش برم

اصلا غریبی نمی کنی و دوست داری همش باهات حرف بزنیم

اصلا از تنهایی خوشت نمیاد تا تنها می شی می زنی زیر گریه.

 

دو ست داری فقط بغلم باشی و از همه چیز سر در بیاری .

اسباب بازیات رو می گیری دستت و باهاشون بازی می کنی.

 

هر صبح که بیدار می شی خونه پر از صدای اوازت می شه و من بابایی کلی ذوق می کنیم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم یکتا می باشد