ماه نهم بارداری
کم کم به روزهای پایان بارداری نزدیک می شدم و بی صبرانه منتظر ورود تو جگر گوشه ام بودم ،داداش
سروش هم بی صبرانه روز شماری می کرد ساکت رو اماده کرده بودم هفته سی و هفتم بود که دکتر
گفتباید زایمانت رو بخاطر دیابت و زایمان قبل که سزارینی بود هفته سی و هشتم انجام بدی من به مامان
جون و اقا جونت اطلاع دادم که بلیط بگیرند و برای اومدن حاضر باشن ،خودمم به رضوان خانم گفتم بیاد خونه
رو تمیز و اماده کنه .

![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه نهم بارداری
