ماه هشتم بارداری
هفته اول از ماه هشتم زمانی که برای گرفتن نوار قلب به بیمارستان رفتم تو توی خواب ناز بودی و اصلا
تکون نمی خوردی دکتر بعد از دیدن نوار قلب گفت:اصلا از این نوار قلب راضی نیستم باید دوباره تکرار بشه
اگر به همین منوال باشه باید بستری بشی و خودت رو برای زایمان اماده کنی ،من خیلی ترسیده بودم و
استرس داشتم بابات همش بهم دلداری میداد که خودتو ناراحت نکن من دلم قرصه که هیچ اتفاقی نمی
افته ،ما دم غروب دوباره به بیمارستان رفتیم من اول به نماز خونه رفتم نمازم رو خوندم و از خدا خواستم
که هرچی که خیره واسمون پیش بیاره ،قران رو باز کردم که برام خیلی جالب بود به خاطر ندارم کدوم ایه
بود،اما مفهوم ایه این بودکه ما خودمان هر ان کس رو که بخواهیم حافظ و نگه دارش هستیم،دلم قرص
شد به خدا توکل کردم و دوباره رفتم نوار قلب گرفتم خدا رو شکر این دفعه نوار قلب خیلی بهتر از دفعه
قبل بود دکتر بهم گفت خیلی خوبه ولی باید مراقب حرکاتش خیلی باشی ،خدا رو شکر همه چیز به خیر
و خوبی گذشت،من وبابایی خیلی نگران شده بودیم بابایی همه نذر کرد انشاالله سالم به دنیا بیایی 28
صفر یک وعده ناهاردارالایتام همه بچه ها رو مهمون کنه.![]()


ماه هشتم بارداری
