سوراخ کردن گوش یکتا گلم
نفس مامان ،دیروز بردمت پیش خانم دکتر صراف زاده تا گوشاتو سوراخ کنه ،اخه دیدم هر روز که بزرگ تر
میشی بیشتر درد رو احساس میکنی ،گوشاتو سوراخ کردم مطب رو گذاشتی روی سرت و دیگه شیر
نمی خوردی اخه از دستم ناراحت بودی ،الهی قربونت برم نگاه می کردی به من صدای جیغت دو برابر
می شد ،
عروسک من ببخش ناچار بودم ،بعد از اونم از خانم دکتر خواستم که قد و وزنت رو چک کنه اخه این ماه
خیلی کم وزن گرفتی منم نگرانت بودم،خانم دکترم گفت من یک ازمایش می نویسم اما مطمئنم مشکلی
نیست فقط بخاطر اینکه خیالم راحت بشه ،این ازمایش رو نوشت.![]()
فکر کنم دخترم می خوادمانکن بمونه ،مثل مامانش نشه![]()
بعد از دکتر هم رفتیم خونه عمه جون زینب دو ساعتی نشستیم ،اونجا که خوب بودی و اذیتم نکردی
ساعت 11.30 بود که شروع به گریه کردی ،بسکه جیغ زدی رنگت سیاه شده بود و صدات دیگه در نمی
اومد هر چی می گردوندیمت هم فایده نداشت ساعت 12.30 با بابایی و سروش بردیمت با ماشین دور
شهر می چرخوندیمت تا اروم بشی .خلاصه تو ماشین خوابت برد ، دیگه دلمون برت کباب شده بود .


سوراخ کردن گوش یکتا گلم
