یکتایکتا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

دخترم یکتا

اولین سفر

1390/11/12 9:39
نویسنده : مامان یکتا
292 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

٤٨روزه بودی که با خبر شدیم مامان جون قم عمل فتق  انجام دادند ،ما هم تصمیم گرفتیم به قم بریم و

ازشون دیدن کنیم ،بعد از ظهر بود که به طرف قم با ماشین راه افتادیم ،شب هم یزد توقف کریدیم تا عمو

یاسر و زن عمو لیلا رو هم ببینیم شب همونجا خوابیدیم و نماز صبح رو خوندیم راه افتادیم ،

تقریبا ظهر ساعت 11 بود که رسیدیم قم،اول بردیمت حرم برای دست بوسی حضرت معصومه ،بعد از اونم

رفتیم منزل مامان جون اینا که از بیمارستان مرخص شده بودن ،خدا رو شکر حالشون بهتر بود ،حالا بگم از

گریه هات که از ساعت 3 شروع کردی به گریه کردن تا ساعت 12 شب پشت سر هم گریه کردی و امان

همه رو بریدی خودت که بسکه جیغ زده بودی دیگه صدات گرفته بود منم واقعا پشیمون شده بودم که

اومده بودم مسافرت شب ساعت 12شب هم با عمو محسن و بابایی رفتیم دکتر خداروشکر دکتر گفت

مشکلی نداره کمی خستگی راه و کمی هم دل درد اذیتش کرده ،تا ما اومدیم خونه ساعت 1 بامدادبود

مهم این بود که مشکل خاصی نداشتی و خیال ما راحت شده بود .از امروز هم پستونک خوردی تا قبل از

این همش پس می زدی نمی خوردی

روز بعد هم رفتیم دیدن دایی رسول اونجا هم یک ریز گریه کردی و تا دلت خواست اذیتم کردی ما هم زود

پاشدیم و اومدیم خونه، 

شب یلدا هم قم بودیم اما خبری از هندوانه هم نبود مامان جون اینا درگیر مهمون داری بودن و ما هم

درگیر گریه های خانوم گل بلاخره باهمه گریه ها بهمون خوش گذشت همین دور هم بودن از همه چیز

شیرین تر بود

 

صبح روز بعد به طرف تهران حرکت کردیم با با جون اینا درگیر جا بجایی بودن من که اصلا نتونستم بهشون

کمک کنم همش درگیر شما بودم فقط دیدن کردیم و برگشتیم.

صبح زود از تهران حرکت کردیم و عازم قم شدیم بعد ازخوردن ناهار هم به طرف کرمان حرکت کردیم 

بابایی هم خیلی خسته بود و استراحت نکرده بود به یزد که رسیدیم حسابی خوابش گرفته بود رفتیم

خونه عمو یاسر همین که اومدیم بخوابیم گریه هات شروع شد و هر کاری که کردیم اروم نشدی

ما هم مجبور شدیم و دوباره راه افتادیم ،تو راه هم هر جا که بابات وایستاد که استراحت کنه می زدی زیر

گریه بلاخره با هزار جور سختی  خسته و کوفته به کرمان رسیدیم.بابایی هم از دستت حسابی شاکی

بود

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

maryam
4 اسفند 90 10:58
salam golam weblagamo kharab kardam majbor shodsm yeky dige besazam be web lilie manam sar bezanid.


سلام ،حتما عزیز منم شما رو لینک کردم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم یکتا می باشد