یکتایکتا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 9 روز سن داره

دخترم یکتا

ماه اول قند عسلم

1390/10/27 20:38
نویسنده : مامان یکتا
283 بازدید
اشتراک گذاری

هفت روز از تولدت می گذشت که بردیمت دکتر (ژینوس صراف زاده)گفت زردی داری باید بخوابونیمت زیر

دستگاه ،بامامان جون رفتیم و یک دستگاه کرایه کردیم اوردیم خونه،48 ساعت زیر دستگاه خوابیدی  بعد

از48 ساعت اومد پایین اما هنوز هم زردی داشتی خدا رو شکر خطر رفع شده بود ،

بعد از 12 روزبلاخره با بابایی به توافق رسیدیم که اسمت رو بذاریم یکتا ،الهی قربونت برم ایشالاکه برامون خوش نام باشی.

 

15 روز از تولد دخترم می گذشت که باباجون و مامان جون ،خاله مصی ،ستایش گلم ،دایی ها همه

برگشتند تهران و باز من بودم و دو تا بچه دست تنها بهشون عادت کرده بودیم دیگه دنیا همینه

           

 

خداروشکر خیلی گریه نمی کردی ،منم از این بابت خیلی خوشحال بودم.

 

25 روزه بودی که مامان جون و اقا جونت  از قم به کرمان اومدن و دیدنت می گفتن چه کوچولوه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم یکتا می باشد