نگرانی مامان

فرشته مامان یکی دو روز خیلی بی حال بودی حتی برای شیر خوردن هم بیدار نمی شدی من هم خیلی
نگرانت بودم،بابایی خیلی سرش شلوغ بود اما بخاطر شما قرار هاشو کنسل کرد و اومد دنبالمون تا بریم
دکتر،دکتر گفت گل دخملی گلوش سرخ شده و بد جوری سرما خورده ،خدا رو شکر هیچ دارویی رو تجویز
نکردگفت فقط مرتب بهت شیر بدم ،منم هر چند ساعتی یک بار شیرم رو می دوشیدم و با قاشق بهت
می دادم بخوری ،بابایی هم که دید گل دخمل ما باد بینی شده و راحت نفس نمی کشه یک دستگاه
بخور واسش خرید تا زودتر خوب بشی ،اخه خیلی کوچولویی دلمون می سوخت که اینقده بی حال
باشی .خدا رو شکر الان که دارم وبت رو بروز می کنم حالت بهتر شده ،مامان هم برای این که سر حال
بشی امروزحمومت کرد.قربونت برم ،الهی که هیچ وقت مریضی سراغ تو و سروش گلی و بابایی نیاد .
یک دنیا دوستتون دارم
بوسسسسسسسسسسسسسسس


نگرانی مامان
