یکتایکتا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 11 روز سن داره

دخترم یکتا

3.5 ماهگی قند عسل

1390/12/1 16:44
نویسنده : مامان یکتا
224 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

 

دختر مامان هر روز که می گذره تو و سروشم بزرگتر می شید،ماشالا سروش که داره واسه خودش مرد

میشه توهم خانم ، دوست دارم که همیشه و هر جا که هستید پشتیبان و یار هم باشید .

 

نمیدونم اون روزی که خوندن و نوشتن یاد می گیری  و میشینی این مطالب رو می خونی من هستم یا

نه؟من مطمئنم که این روزاهای قشنگ با شما بودن هیچوقت بر نمی گرده ،واین دوران تکرار شدنی

نیست.این خاطرات رو می نویسم تا بدونیدامید زندگی من هستید ،بهترین بهونه من برای زندگی کردن

 

عروسک من الان ٣.٥ ماه داری دیگه همش دوست داری باهام حرف بزنی ،وقتی هم که باهات حرف

میزنیم فقط گوش  می دی و ذوق می کنی .

 

 

 یاد گرفتی بلند بلند بخندی و ذوق کنی،همش داری با دستات بازی می کنی

 

 

 تا دلت بخواد اب از دهنت میاد اخه قراره از چند وقت دیگه دندون دار بشی کمی هم جای دندونات

اذیتت میکنه.

 

موقع شیر خوردن خیلی بازیگوشی می کنی ،یک کم شیر میخوری یک حرف میزنی،با کوچکترین صدا هم

حواست پرت می شه.

منم همش از شیر خوردنت شاکیم ،اخه نمی خوری تا سیر بشی ،من مجبورم شیرم رو بدوشم با قاشق

بدم بخوری تا سیر بشی.

وقتی که گرسنه بشی دیگه خونه رو رو سرت خراب می کنی.

وقتی هم که شکمت سیر باشه و دل درد نباشی خوردنی میشیو باخودت بازی می کنی.

دیگه عید نوروز نزدیکه مامان حسابی کار داره ،باید خونه تکونی رو شروع کرد .اما مگه با این دخملی

می شه خونه رو تمیز کره ،قراره خاله زهرا بیاد مواظبت باشه تا من کمی به کارام برسم هر وقت که

جایی کار دارم باید مزاحم خاله زهرا بشم . ممنون خاله جون

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دخترم یکتا می باشد