پایان دو ماهگی و واکسن
دیگه دو ماهت به پایان رسید
و من تو رو برای واکسنت به مرکز بهداشت بردم یکی قطره فلج
اطفال دو تا هم واکسن به پات زدن تا واکسن رو به پات زد شروع کردی به گریه کرد ن ![]()
اونجا رو گذاشتی رو سرت تا صبح بالای سرت نشستم و مراقب بودم که تبت بالا نره فقط تا صبح ناله می
کردی و می خوابیدی.
ماشالا وزنت خوب بود ،
وزن 5 کیلو دور سر 38.5 قدت هم 57

حالا یک کم از کارهات بگم :خیلی روحیه حساسی داری و زود بهت بر می خوره ،وقتی از خواب بیدار می
شی باید فورا بهت شیر بدم و الا شاکی می شی تا یک ساعت گریه میکنی
و محاله که
دیگه شیر بخوری باید خواب بری و همه چیز رو فراموش کنی.بعد از بیدار شدنت بهت شیر می دادم.

منو خوب میشناسی تا کنارت می شینم بهم نگاه می کنی و می خندی![]()
عاشق حمام کردن و اب بازی هستی تا می خوام از حموم بیارمت بیرون می زنی زیر گریه

اگه مشغول بازی با خودت باشی نباید کسی خلوتت رو بهم بزنه والا شاکی می شی و تا یک ساعت
همش گریه می کنی 
خیلی به کارهای سروش توجه می کنی و مدام چشمت دنبالش در حرکته ،سروش هم عاشق اینه که
سر به سرت بذاره و باهات بازی کنه .![]()
با صدای اهنگ اروم می شی و می خوابی.![]()
تو گهوارت دیگه نمی خوابی فقط می خوای مدام روی پام یا تو بغلم بخوابی.
بلدی چطوری خودت رو پیش بابات لوس کنی وقتی بغلت می کنه براش لبخند می زنی.



پایان دو ماهگی و واکسن
