این روزای من با گل دخملم
روزمرگی های من با دخترم
دختر قشنگم چند وقته که می خوام بیام برات مطلب بذارم اصلا نمیشه الان که دارم می نویسم یک
سال و دو ماهه شدی. خیلی خیلی شیطون شدی یه لحظه روی زمین اروم نمی شینی البته همه بچه
ها تو این سن شیطنتشون زیاده منم شاکی نیستم خدا کنه که همیشه تنت سالم بمونه این همه
شیرینی زندگیمونه .
از حرف زدنت که بخوام بگم کلا بچه پر حرفی نیستی .
داداش :دادا
مامان :مامان ننی
بابا :بابا ،طاهی
الو: اد
اب ،دد،نی نی، به به
الله : مهر نماز
بتی :بگیر
بده:بده
ما منه :مال منه
ن :نگاه کن
هر وقت سروش داره مشق می نویسه با شما همش مکافات داره اکثر کتاباش دیگه جلدنداره . مرتب
هم بخاطر این بی نظمی داره جریمه می نویسه.![]()
همش باید از بالای بلندی پیدات کنیم یا بالای پشتی ،بالای میز سروش ،روی میز کامپیوتر ،صندلی
وقتی هم که بالا می ری منو صدا می کنی بهم می گی مامان ن یعنی مامان نگام کن بعد هم برای
خودت دست می زنی،ا
اگر احساس کنی از دستت ناراحتم می شینی روی پام اینقد خودتو لوس میکنی تا بهت بخندم ،بوسم
می کنی ،ناز می کنی . ![]()
هر وقت که یکی خوابیده همش دست می ذاری رو بینیت می گی هیس.
هر وقت می بینم نیستی اول باید برم دم یخچال ،می ری در رو باز می کنی می شینی لبه پایین یخچال
دیروز که دنبالت می گشتم دیدم نیستی هر چی هم صدات کردم جواب نمی دادی بلاخره دیدم پشت
پرده نشستی داری کرم می خوری.
چند روز پیشم 20 تا پله خورده بودی و رفته بودی طبقه بالا صاف نشسته بودی .
تو اشپزخونه هم هیچوقت جای پا نیست هر چی که داخل کابینت ها هست میاری بیرون اشپزی
می کنی .
دیروز خیلی حال نداشتم دراز کشیده بودم دیدم داری همش غر میزنی نگاه کردم دیدم داری پتو رو می
کشونی اما چون سنگین بود نمی تونستی جا به جاش کنی اعصابت خورد شده پتو رو اوردم کنارم فکر
کردم می خوای بخوابی بازی کنی اما دیدم پتو رو انداختی روی پاهای منو رفتی الهی قربونت برم .
مفهوم خیلی چیزها رو می فهمی ،پاشو بشین ،بیا ،برو،
وقتی می گم بریم دد ،بدو می ری کلاه با کفشت رو میاری

اینم چند تا عکس از کارهای شما مجبور شدم بشونمت رو صندلی تا بتونم ازت عکس بگیرم.
یکتا جونم النگو هاتو ببینم
پاهاتو ببینم

دستاتو ببینم
الو کن
دندونات کجاست
مراحل بالا رفتن

کجایی یکتا
بعد از این که موفق شدی بری بالا داری دست می زنی


این روزای من با گل دخملم
