ماه ششم بارداری
اوایل این ماه به سونوگرافی رفتم خیلی روز شماری می کردم تاامروز برسه من برم سونو ،اما متاسفانه چون
تازه 7 روزه که عمه ام روز از دست دادم خیلی پکر بودم ،اخه خیلی بهش وابسته بودم .
خلاصه بعد از ظهر ساعت 5 بود که با بابایی به مطب خانم دکتر کامیابی رفتم و فهمیدم قراره خدا بهم یک
دختر ناز نازی بده خیلی خوشحال شدم چون یک پسر خوشکل و مامانی داشتم ،خیلی خیلی خدا رو شکر
کردم اول از اینکه سونو نشون داد که سالم هستی بعد از اونم به خاطر اینکه قرار بود خدا بهم یک دختر
خوشکل بده،اولین نفر به بابایی خبر دادم که خیلی خوشحال شد ،داداش سروش هم خیلی خوشحال شد
اما می گفت اگر پسر بود بهتر بود من می خواستم باهاش فوتبال بازی کنم اگه دختر باشه شوتاش سفت
نیست 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ماه ششم بارداری
