یک ماه دیگه گذشت
عزیز مامان چند وقته که نتونستم بیام و برات بنویسم ماشالا اینقده شیطونی که تمام وقت من و پر کردی هر روز که می گذره تو برای مامان شیرین تر می شی . حالا دیگه خودت رو می کشونی به هر جا که خواستی میری و هر چی که خواستی از روی زمین بر می داری فورا می ذاری دهنت ،منم مرتب باید مواظبت باشم یک لحظه که غافل می شم می بینم یه دسته گل به اب دادی چند روز پیش نصف رول دستمال رو باز کرده بودی و با خیال راحت داشتی نوش جون می کردی . تو این ماه بخاطر دندونات خیلی مامان رو اذیت ک...
نویسنده :
مامان یکتا
15:20
ملوس مامان
زیباست!!!! چه زیباست به خاطر تو زیستن و با تو زیستن ملوسک مامان عاشقتم یک دنیا دوستت دارم &nb...
نویسنده :
مامان یکتا
13:27
اخرین نوشته مامان در سال 90
ناز دونه مامان دیگه چند روزی بیشتر به پایان سال 90 نمونده تا چشم به هم زدیم امسال هم سپری شد.گاهی با شادی ،گاهی هم غم بلاخره تا به این لحظه خدارو شکر همه چیز به خیر و خوبی پشت سرگذاشته شده ،مامان توی این سالی که گذشت هیچوقت دو روز رو فراموش نمی کنه یک از اون روزا غمگین ترین و یکی هم شیرین ترین روزی بود که پشت سر گذاشت. غمگین ترین روز ...
نویسنده :
مامان یکتا
23:11
ورود یکتا گلی به ماه 6 زندگیش
فرشته کوچولوی من وارد ششمین ماه زندگیش شد چند روزه که م...
نویسنده :
مامان یکتا
19:50
اولین شیطنت خانم بلا
دیگه دختر مامان داره بلا می شه دیروز من مشغول کارام بودم سروش هم سرگرم تماشای برنامه ها دیدم که خانم بلا یکی از برگه های داداشی رو پاره کرده ،خیز برداشته که بره بقیه کتاباش رو هم برداره و پاره کنه .که مامان از راه رسید دید به به خدا دنیا رو بهت داده و داری ذوق می کنی . سروش هم به جای اینکه عصبانی بشه ذوق کرده بود و بهت می خندید . ...
نویسنده :
مامان یکتا
10:57
عروسک مورد علاقه یکتا خانم
روزا نصف وقتت رو با این عروسک می گذرونی خیلی هم دوستش داری سروش روزی صد بار اونو می بره بالای دار ...
نویسنده :
مامان یکتا
10:56







